تبليغاتX
با کویر

قدری هم چاخان می کرد.....

تو هنرمندها مهرجویی رو خیلی قبول دارم. به نظرم جامعه ایران را از همه بهتر می شناسه. حتی بهتر از حاتمی کیا که مثلا فیلمساز مردمیه.

یه جور نگاه عمیقی به تاریخ و فلسفه داره و دردمنده. این هم کار قشنگ جدیدش که ظاهرا تو مجله شهروند امروز چاپ می شه. نتونستم جلوی اشکم رو بگیرم. انگار احوالات خود منو نوشته بود.

http://www.cinemaema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-22-pid-190.html

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 16:35 توسط باکویر |

به نظرم وقتی هنوز در آمریکا فیلمهایی مثل "پیکره دروغها" ساخته می شود. باید از آمریکا ترسید. اگر بوش مردم را خر کرد و گفت که صدام حسین به القاعده وصل بوده و مردم باور کردند نباید تعجب کرد. هالیوود به همراه دیک چنی و رایس دست راست و چپ بوش یا هر کسی که او را می گرداند عملیات مردم خرکنی را خوب انجام دادند.

شکی ندارم که این رادیکالهای خاورمیانه ای که مردم را به عملیات انتحاری وامی دارند بسیار خطرناکند. شکی ندارم که وقتی اعتقاداتشان با خشونت آمیخته می کنند هیولای ترسناکی می شوند که هیچ چیز جلودارشان نیست. ولی بابام جان! مردم که از سر شکم سیری یا بی تفریحی عملیات انتحاری نمی کنند! باید یک دلیلی داشته باشد. 

یک مطبل وحشتناک دیگر: حمید دباشی یک چیز جالب توی یکی از مقالاتش گفته و آنهم اینکه مردهای سفیدپوست به طور تاریخی دوست دارند و احساس می کنند این رسالتشان است به نجات زنان غیر سفید پوست یا سبزه از دست مردان سبزه بیایند. این در ادبیات و در سینمایشان هم ریشه دوانده اگر گفتید مثل چی؟ دور دنیا در ۸۰ روز اثر ژول ورن.

دیشب که داشتم فیلم را در سینما می دیدم با خودم فکر می کردم چرا من هم همراه گلشیفته فراهانی عاشق این آمریکایی (دی کاپریو)شلخته که ریشش هم در آمده و ۱۰۰ جای صورتش هم زخم و زیلی شده می شوم و به مردهای سبزه(غیر سفیدپوست فیلم) نمی توانم اعتماد کنم هرچقدر هم خوش تیپ و خوش لباس باشند؟ چرا این فانتزی مرد سفید پوست اینقدر در دخترهای غیر اروپایی و آمریکایی وجود دارد؟ چرا یک آدم سبزه با ریش بعضی وقتها هم بی ریش اینقدر برایمان وحشت آور شده؟ از کی اینطور شدیم؟ چه بلایی دارد سرمان می آید؟ داریم از خودمان از مردهایمان بیزار می شویم؟ قدم بعدی چیست؟ لابد به دامن خودشان پناه ببریم. از خودمان پیش آنها فرار کنیم. می توانید بروید از دخترهای دور و برتان آمار بگیرید، باور کنید!

وقتی دی کاپریو توسط برادران مسلمان شکنجه می شد و بعد شروع می کرد برایشان از قرآن دلیل و مدرک آوردن که اسلام خشونت را روا نمی داندو این چرندیات می خواستم بالا بیاورم. اینها هستند که باید به ما درس بدهند توی قرآن چی نوشته. دستتان درد نکند. من به سهم خودم از شما دوستان که آنهمه جنایت در همه دنیا کردید و حالا هم خودتان می آیید به ما درس می دهید که دینمان چی چی است تشکر می کنم!!!اگر یک کمی از باراک اوباما خوشم می آید به خاطر اینست که این نگاه را نسبت به بقیه کمتر دارد. ولی او در اقلیت است. اینقدر کمند این آدمها که امیدی به بهبود اوضاع جهان نیست.

این رایدلی اسکات ابله حتی اینقدر تحقیق نکرده که در یک کشور مسلمان اذان و قرآن در چه وقت روز پخش می شود!! اول صبح است و آفتاب زده و بالا آمده و ما صدای اذان می شنویم!! این بیچاره که فیلم دیگرش در مورد فتح اورشلیم خوب بود(پادشاهی بهشت) یک دفعه چطور شد که اینقدر گند زد؟

این فیلمها را که می بینم انگار می فهمم که چرا وقنی احمدی نژاد با آن ادبیات لمپنی برای غربیها شاخ و شانه می کشد چرا این جهان سومیها حال می کنند. چرا وقتی خزایی نماینده ایران در سازمان ملل در شب مهمانی احمدی نژاد با ایرانیها در نیویورک با وقاحت می گوید که طبق حدیث پیامبر روزی می آید که قوم فارس همه دنیا را تسخیر می کندو الان ما همه نشانه های آن دوران را داریم!!!!! مردم برایش کف می زنند و خانمی که صد من آرایش کرده و مال این حرفها نیست روی صندلی می رود و با هیجان دست می زند. می زند و می زند. او این جا چکار می کند؟ جوابش اینست :تحقیر. آنهم از نوع تاریخیش.

این تحقیر مثل دور باطل شده. آنها ما را تحقیر می کنند و ما گند می زنیم و ما گند می زنیم آنها ما را تحقیر می کنند.

احساس می کنم دچار پارانویا شده ام و هرچیزی را صدبرابر بدتر می بینم. حالم گرفته شد. امیدوارم فیلم بعدی گلشیفته به این بدی نباشد چون دوستش دارم و فکر می کنم موفق می شود.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 7:25 توسط باکویر |

وقتی می گوییم دین باید از سیاست جدا باشد یا به قول دکتر سروش دولت نسبت به ادیان بی طرف باشد عده ای می روند سراغ مثالهای اغراق آمیز و فکر می کنند از فردا همه قرار است شروع کنند به بی بند و باری و عیش و نوش و غیره و ذلک خدای نکرده ایران ما هم می شود یک نمونه دیگری از بلاد کفر.

همین آدمهای دور و بر را می گویم که  همچین که این بحث ها می شود زود یک چنین تصویری می آید توی سرشان و با جدایی دین از سیاست مخالفت می کنند.

در حالیکه من یکی به چیزهای خیلی دم دستی تر و روزمره تر فکر می کنم و دلم می خواهد دولت پایش را از این چیزها بکشد بیرون. مثلا:

۱- دلم می خواد برم دانشگاه و تو گزینش ازم نپرسن که نماز می خونم.

۲- مهماندار هواپیما بشم و ازم نپرسن که آیا توی خونه نوار گوش می دم؟!!!!

۳- تو ایام عزاداری سینماها . کنسرتهای معمولی تعطیل نشه. خوب هر کسی خواست نمی ره. آخه به دولت چه که برا مردم تصمیم می گیره چه جوری عزاداری کنن!

۴- این آدمهای خارجی یا ایرانی که مسلمان می شوند را نیاره توی تلوزیون دولتی و باهاشون مصاحبه کنه که بگن چقدر گمراه بودن و حالا چقدر هدایت شده‌اند. این توهین مستقیم به اقلیت هاست. اگه تو تلوزیون پابلیک آمریکا اینکارو برعکسشو با تازه مسیحیها بکنند همونقدر زشته و من یکی حالم از این کار به هم می خوره و پدرشون رو در میارم!!

۵- گلشیفته فراهانی برگرده و ایران و به بازیگریش ادامه بده. آخه بی روسری بودن که نمی شه یه نفر رو اینقدر دربدر بکنه. ذله شدم این چند وقته بس که حرص خوردم!

حالا این چند تا رو داشته باشید تا بقیش رو بعدا عرض کنم خدمتتون!

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 18:22 توسط باکویر |

هوا اینجا خیلی عالیه. در عین حال فضا پر از سوء تفاهمه. مطمئن نیستم که حرف زدن تو این موفعیت کار خوبی باشه. باید صبر کرد.

من حالم خوبه و وقتی خوبم معمولا چیزی برای گفتن و نوشتن ندارم.!!!منتظرم ببینم چی این روزها پیش میاد.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 20:59 توسط باکویر |