او هر چند وقت به چند وقت به آمریکا می آید و دور این کشور می چرخد و فیلمش را نشان میدهد. بیشتر در دانشگاهها ولی هر جا که بتواند می رود حتی یک جلسه هم گویا در بانک جهانی داشته. آدم خوش برخوردی است و سوالهای حاضرین را با متانت و آرامش جواب می دهد. امیدوارم بتواند پروژه بعدی اش را هم زود تمام کند و مثل این فیلمش، ۸ سال به خاطر بی بودجگی معطل نشود!
این هم عکسی که من از او در دانشگاه "آمریکن یونیورسیتی" گرفتم. سمت راست دکتر سید حسین نصر ایستاده که در فیلم هم حضور دارد.

در کلاس تاتری که این ترم دارم، کارهای نویسندگان مهمی مانند شکسپیر زیر سوال میرود به علت اینکه یک نگاه استعمارگرانه و تحقیرآمیز به دیگر ملیتها داشته اند. یا مثلا فیلم "داستان وست ساید" با وجودی که یکی از فیلمهای مهم و کلاسیک آمریکایی است و حدود ۸-۹ تا اسکار هم برنده شده کاملا در کلاس ما تکه و پاره شد! چون نگاهی نژادپرستانه به مهاجرین پورتوریکویی را اشاعه می دهد. البته این جریان ضد نگاه رسمی هنوز ضعیف است ولی گروههایی مثل مهاجرین آمریکای لاتین، سیاه پوستان و حتی زردپوستان توانسته اند خودشان را تا حدی در رسانه ها جا بیندازند و ذره ذره آنها را می بینیم که نقشهای بد را نمی گیرند و گاهی حتی ستاره یک سریال یا فیلم هم می شوند. البته هنوز در بیشتر این برنامه ها یک جور نژادپرستی و نگاه تحقیرآمیز دیگر به صورت زیرکانه و گاه مخفی پیدا می شود که همان ایده های قدیمی "استعماری" را در خود دارند و تا ایده آل فاصله بسیار است ولی خوب...
این عکسها را در فرودگاه لندن گرفته ام. سرتاسر فرودگاه با این تبلیغات که گویا متعلق به یک بانک است پوشیده شده بود. در این مجموعه عکسها دو عکس الف و ب کنار هم چسبانده شده و روی هم کدام یک مفهوم نوشته شده بود. در سری بعدی عکسها دوباره عکس الف و ب به همان ترتیب چسبانده شده بودند ولی اینبار کلمه ای که روی عکس الف نوشته شده بود روی عکس ب قرار گرفته بود و کلمه روی عکس ب روی عکس الف. در واقع دو نگاه کاملا متفاوت به یک عکس (یا کلا هر موضوعی نشان می داد)نشان می داد. در بین عکسها هم تابلوی نوشته ای قرار گرفته بود که خودتان می توانید ببینید. ایده قشنگی بود.






"دكتر علوي رييس سازمان عقيدتي سياسي ارتش هم در سخناني خطاب به فيلمسازان گفت: از شما دعوت ميكنم بياييد در زمينه فيلمنامه و فيلم قلمتان را فعال كنيد و فيلم بسازيد. بحث فيلم سينمايي فقط يك كار سرگرمي نيست و گاهي يك فيلم سلاح يك كشور است و ميتواند تاثيرات بزرگي داشته باشد.
وي با بيان اين كه آغوش ارتش براي استقبال از شما باز است تصريح كرد: اصولي هم بايد باشد و وقتي امكانات ميدهيم بايد در زمينه نمايش هم سهمي داشته باشيم و در عين حال به فيلمي كه امكانات ميدهيم و وارد مرحلهي ساخته ميشود از نظر فني و تكنيكي بالاترين تكنيك و پيام را داشته باشد وگرنه ترجيح ميدهيم فيلمي ساخته نشود. "!!!!!!!!(خبر از ایسنا)
واقعا چه می شود گفت جز اینکه حرفهای بعضیها آدم را یاد شوروی در زمان استالین می اندازد. دقیقا همان ادبیات است!!
یک خبر خوشحال کننده هم دیدم و آنهم این بود:
"قاسم "ارتفاع پست" ابراهيم حاتميكيا پس از هفت سال عفو شد.
پس از بررسي پروندهي "خالد هرداني"، "فرهنگ پورمنصوري" و "شهرام پورمنصوري" در كميسيون عفو و بخشودگي قوهي قضاييه، محكوميت آنها از اعدام و حبس ابد به 20 و 15 سال حبس كاهش يافت.
به گزارش ايسنا، پس از بررسي پروندهي خالد هرداني، فرهنگ و شهرام پورمنصوري - متهمان پرونده هواپيماربايي در خوزستان - در كميسيون عفو و بخشودگي اين قوه و پيشنهاد عفو از سوي رييس قوهي قضاييه، هرداني كه به اعدام محكوم شده بود مورد عفو قرار گرفت و با اعمال تخفيف، محكوميت وي به 20 سال حبس كاهش يافت."
می شود امیدوار بود که واقعا هنر می تواند یک کارهایی بکند.
http://masoudbehnoud.com/2007/10/blog-post_30.html
خبر دیگر اینکه قیصر امین پور درگذشت...

به هر حال اینطوری شد که من یادم آمد که از جارموش فقط یک فیلم بیشتر ندیدم که آنهم "گلهای شکسته" بود. حتی فیلم گوست داگ را که ۱۰۰ سال توی سینما فرهنگ بود و تلوزیون ایران هم یک ۲۰۰ باری آنرا نشان داده بود را هم ندیده بودم! خلاصه دیروز در کتابخانه ۲ ساعت خودم را حبس کردم و چه لذت بخش بود دیدن این فیلم! مسلما در مورد آن می شود مدتها حرف زد و نوشت، همانطور که تابحال نوشته اند و حرف زده اند. نتیجه اینکه امیدوارم جارموش به ایران بیاید.

جیم جارموش در کنار بازیگر گوست داگ
دیگر این که این روزها که رادیو را باز می کنی (مثلا شبکه سی اس پن که سخنرانی احمدی نژاد را در کلمبیا به طور زنده پخش کرد) بی استثتا موضوع در مورد ایران است و حمله احتمالی آمریکا و یا مذاکره با ایران. تقریبا تعداد مردمی که زنگ می زنند و می گویند باید حمله کنیم با آنها که می گویند نباید بکنیم مساوی است. امیدوارم وزنه به سمت جنگ افروزان سنگین نشود. البته همانطور که می دانیم این به خیلی چیزها بستگی دارد. از همه مهمتر مسایل داخلی ایران.
ولی امروز شبکه سی اس پن یک سناتور حامی اسراییل را آورده بود که خود را مسیحی جمهوری خواه معرفی کرد. و از دهانش در رفت (یا عمدی گفت!) که خدا خواسته که مردم یهودی پس از سالیان آوارگی در سرزمین تاریخی خود مستقر شوند و این مساله در انجیل آمده است. برایم جالب بود که جز یک نفر هر کس که با برنامه زنده تماس گرفت با عصبانیت بسیار این سناتور را مورد خطاب قرار داد به طوری که در یک مورد سناتور به تته پته شدید افتاد! یکی از شنونده ها به او گفت: من واقعا متاسفم که خدا را به میان این بحث کشیدی و از این کارت متنفرم که دزدیدن زمینهای فلسطینیان را به وسیله اسراییلی ها با انجیل توجیه کردی!
دوباره برگردیم به ایران خودمان. ذهنم مغشوش است و نوشته هایم مغشوشتر. این روزها خیلی ها دارند تلاش می کنند که جنگ علیه ایران راه نیفتد. از نمایشگاه عکس گرفته تا پخش فیلم تا صحبت تک به تک با آمریکاییها. خیلی سخت است. خیلی. ولی چه می شود کرد؟