امروز صبح به حسینیه ارشاد رفته بودم برای صحبتهای آقای مجتهد شبستری. دو چشم را دیدم که با حیرت به من نگاه می کردند. خودش بود. دوست قدیمیم "ل" که چند سالی بود گمش کرده بودم. بارها در اینترنت در جستجویش بودم و هر بار هم ناامید از یافتن او باز گشته بودم. سخرانی همان موقع شروع شد و ما فرصت نیافتیم جز سلامی مختصر چیزی از حال هم بپرسیم.
روی کاغذ برایم نوشت :" من ترا گم کرده بودم. شماره ات را برایم بنویس تا با تو تماس بگیرم."
من برایش نوشتم :" عزیزم! من در نزدیکی واشنگتن دی سی زندگی می کنم. مدت کوتاهی در تهران بیشتر نخواهم ماند. این هم شماره موقت من....."
او برایم نوشت:"پس تو هم رفتی!!"
دیگر صحبتهای شبستری را نمی شنیدم. طعم تلخ حرفش تکانم داد و سرم داغ شد. برایش نوشتم:"این جمله ات اشک به چشمهام آورد. از وقتی آمده ام صد بار شنیده ام و آتش گرفته ام."
برایم نوشت: "امروز صبح که پا شدم به خاطر اون دلقک بازی دیشب تلویزیون (اعترافات هاله اسفندیاری و جهانبگلو و ...) مدام گریه می کردم. کشور عزیزمون داره از دست می ره یا شاید رفته و ما هنوز داریم خودمونو گول می زنیم. یاد این شعر سعدی افتادم:
هر صباحی غمی از دور زمان می آید گویم این نیز نهم بر سر غمهای دگر
باز گویم نه که دوران حیات این همه نیست سعدی امروز تحمل کن و فردای دگر
دوست دارم ببینمت! ببخشید اگه ناراحتت کردم۰ قصد بدی نداشتم."
الان هفت یا هشت ساعت از این نامه نگاری گذشته. صورت من هر بار که به نوشته هایم با "ل" نگاه می کنم غرق دراشکهایی می شود که از ته ته قلبم می آیند و می سوزانند و می روند.
امروز کنفرانس زنان در دانشگاه مری لند بود. معتمد آریا آمده بود و فیلم گیلانه را نشان می دادند. من و خانم فاطمه کشاورز نویسنده کتاب " یاس و ستاره ها: مردم در تهران به جز لولیتا چه می خوانند؟" که کنار من نشسته بود و سخرانی جالبی هم ارایه داد، از ابتدای فیلم تا انتها اشک ریختیم. بعد از از کرخه تا راین این دومین فیلمی با موضوع جنگ بود که این طور مرا تکان می داد.
این فیلم از هر بیانیه ضدجنگی قویتر و از شعر صلحی زیباتر بود. و دوربین بنی اعتماد هم مثل همیشه پر از احترام به آدمهای ریز و درشت داستان ، قصه اش را به تصویر می کشید. همین است که او را برایم اینقدر عزیز می کند.
" اگر نیت یک ساله دارید؛ برنج بکارید،
اگر نیت ده ساله دارید؛ درخت غرس کنید،
اگر قصد صد ساله دارید؛ انسان تربیت کنید،
سینمانوگراف آدم تربیت میکند"
آیا می شود روزی در مملکت ما معنی این حرف فهمیده شود؟