تبليغاتX
با کویر

دیگر شک ندارم که اگر فرد زینه مان زنده بود  بهترین کسی بود که میتوانست  فیلمی در مورد واقعه عاشورا و امام حسین بسازد!

همه اتفاقات فیلم " سر ظهر" یا "صلات ظهر" در ساعت ۱۲ روی می دهد. همه شهر منتظر هستند تا فرانک میلر جنایتکار سابقه دار (که در دادگاهی در این شهر ۵ سال پیش محکوم به مرگ شده ولی به گونه ای از زیر این مجازات فرار کرده ) با قطار ساعت ۱۲ برگردد و به از همه انتقام بگیرد. بیش از همه "ویل کین" کلانتر شهر در دستگیری او نقش داشته و هدف اصلی فرانک میلر خود اوست.

ویل به در خانه همه اهالی شهر، دوستانش ،کلیسا می رود و برای مبارزه با فرانک و نوچه هایش کمک می خواهد ولی در این شهر بزرگ فقط یک مرد الکلی و یک پسر ۱۴ ساله ابراز آمادگی می کنند که از دست آنها هم کمکی بر نمی آید.

جالب اینجاست که همه مردم می دانند که فرانک میلر چه جور آدمیست و بسیاری از آنها قبول دارند که "ویل کین" بهترین کلانتری است که شهرشان تا به حال داشته است.  با این همه هر کس بهانه ای میاورد: یکی بچه هایش را، دیگری سن و سالش را بهانه ای برای کمک نکردن  و بسیاری هم از  راه منطق و عقل وارد می شوند و سعی می کنند به نحوی از زیر بار مسوولیت شانه خالی کنند.

ما هم با مردم شهر گاهی موافقیم و همدردی می کنیم و به ایشان حق می دهیم. درآخر ویل خسته و آزرده از تمام دوستانش و حتی همسرش دست تنها به مبارزه می رود. و این گویا سرنوشت بسیاری از انسانهایی است که از آرمانهایشان دست برنمی دارند و شرافت را بر ذلت و فرار ترجیح می دهند.

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 19:37 توسط باکویر |

همیشه ترجیح می دهم آدمهایی را که دوست دارم از نزدیک نبینم که مبادا تصور خوبی که از آنها دارم از بین برود (چون برایم اتفاق افتاده و خلاصه مارگزیده شده ام!!!).

آقای خاتمی این هفته به شهر واشنگتن و از آنور هم به مرکز اسلامی واشنگتن سری زد و با خودش عطر گذشته ها و سالهای نوجوانی مرا آورد و دوم خرداد و همه آن شور و حال را که انگار قرنها پیش اتفاق افتاده است.

واقعا نام گل یاس شایسته اش است و هر کجا هست هم خدا یارش باد!

 اینهم یک عکس نه چندان خوب از نویسنده!!!!

 

http://www.bakarevan.blogspot.com/

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 8:42 توسط باکویر |